https://arshonline.ir

شناسه خبر :562
شنبه, ۱۸ دی ۱۴۰۰

رسول زارعی / روزی که در تراکتور، توشاک قربانی بازیکن سالاری آقای «سالار فقط تیراختور» شد و در دوراهی کاپیتان های معترض به تعویضی که «احترام خط قرمزشان بود» و سرمربی! سرمربی رفتنی شد، چون پای اسطوره سازی از محصولات جناب والامقام در میان بود، صدایشان هم در نیامد و بدتر، آمدن جانشین بی رزومه […]


رسول زارعی /

روزی که در تراکتور، توشاک قربانی بازیکن سالاری آقای «سالار فقط تیراختور» شد و در دوراهی کاپیتان های معترض به تعویضی که «احترام خط قرمزشان بود» و سرمربی! سرمربی رفتنی شد، چون پای اسطوره سازی از محصولات جناب والامقام در میان بود، صدایشان هم در نیامد و بدتر، آمدن جانشین بی رزومه ی تلویزیونی اش را هم یک حرکت حساب شده حاکی از نبوغ مالک و تفکر مدیریتی او جلوه دادند! نابغه ای که فکر میکرد با تعویض نکردن همان ها قرار است سرمربی دائمی باشد!

در پایان فصل، وقتی آقایان حرفه ای!!! تمرینات پیش فصل را پیچاندند، سوی چشمان ماله کشان کمرنگ شد و خود را به ندیدن غیبت غیر موجه آقایان زدند و باز هم صدایشان در نیامد!! خبری از ارجحیت تیم، نظم تیمی، دیسیپلین و رعایت اصول و قواعد حرفه ای و اعتراض به غیبت متکبرانه اساطیر نبود!

تیم بی نظیر دنیزلی با بهترین شروع تاریخ لیگ برتر تراکتور، با نیمکت نشین کردن بازیکن ایجنت محبوب آقایان! شروع به متلاشی شدن کرد و کم کاری های یکدست شده!!!!!! تراکتور دنیزلی را زمین گیر کرد تا او برود و دلایل مضحکی مانند زلزله را پیش بکشد، چون قراردادش اجازه نمی داد در مورد مشکلاتش با باشگاه تراکتور حرفی بزند! و بازهم سکوت و تاکید به شکرگزاری بابت حضور جواهرات و مالک!

دنیزلی رفت تا یکی از حرف گوش کن ترین سرمربیان تاریخ تراکتور، روی نیمکت تیم بنشیند!
در نقل و انتقالات نیم فصل، هواداران تراکتور مطالبه کردند و ماله کشان به مطالبه گران تقویت تراکتور، حمله می کردند و سرمربی خیلی مستقل تیم، خبر از کامل بودن تراکتوری می داد که دو روز مانده به بازی با پرسپولیس بازیکن خرید!

اولین انتقادات از نحوه تیم داری و فعالیت نقل و انتقالاتی تراکتور، با قهر و تهدید به کنار رفتن از تیم داری توسط خط قرمز اصلی آقایان ماله کش جواب داده شد و همان ماله کشان شروع به سرزنش هوادار تراکتور کردند و نوشتند «تراکتور هوادار زیاد دارد اما هوادار حسابی، کم!».

نتیجه، باخت تراکتور به پرسپولیس بود و پیروزی گوییِ بهترین مالک دنیا! پیروزی گفتنی که شد نشانه منطق و نشانه سربلندی تراکتور بدست مالک توسط ماله کش اعظم و نوچه های گوش به فرمان او!

شانسی ترین موفقیت تاریخ تراکتور کسب شد تا سرمربی کاملاً مستقلِ تراکتور نشان دهد «فقط با بازیکنان فلانی قهرمان شدیم!»، ماله کشان هم بودن بازنشسته ی کند را غنیمت می شمردند و برای رفتن ستاره های خارجی تراکتور، جیکشان هم در نیامد که هیچ!!! به معترضان هم می پریدند! و در حال کیروش سازی از سرمربی گوش به فرمان دست راست، کاپیتان و برادر فوتبالی کاپیتان بودند! چه وجه شباهتی!

ادامه دارد …

پ
نویسنده دیدگاه: علی
تاریخ : ۱۴۰۰-۱۰-۱۸

کاملا دقیق و متین بود. ریشه مشکلات را به درستی معرفی کردید.
کاش آن عده از دوستانمان که سریع جو گیر میشدند و القاب آتا برای این و آن میساختند از این وقایع درس بگیرند و تبدیل به آلت دست اینگونه افراد نشوند.
واگذاری به مس نیز وضعیت مشابهی است، رسانه ها بدون هیچگونه اشاره ای به نحوه تعیین هیئت مدیره و مکانیسم مدیریت تیم شروع کرده اند به به و چه چه که اگر مس تیم را بگیرد تیم متحول خواهد شد. تا زمانی که هواداران شناسنامه دار تیم نقشی در انتخاب هیئت مدیره و سرنوشت تیم نداشته باشند، اوضاع به همین منوال خواهد بود. اگر هواداران مالک واقعی تیم هستند، از کدام هوادار در مورد تعیین سونوشت این تیم سوال شده است؟
به امید درس گرفتن از گذشته و دوری از تصمیمات احساسی.

نظرات و تجربیات شما
نام:
ایمیل:
* نظری شما:
قوانین ارسال نظر
قوانین ارسال نظر

لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.

از ارسال دیدگاه های نامرتبط با متن خبر خودداری نمایید.

لطفاً نظرات صریح و واضح باشد.

دیدگاه هایی که به غیر از زبان های تورکی و فارسی باشند منتشر نخواهند شد.